هنوز خبر خاصی نشده …

اکتبر 26, 2009

جانم براتون بگه مادر فولاد زره رفته قلبش را بالون بزنه، جالب بود امروز صبح با موبایلش به دفترش زنگ زده می گه الان دارم از بیمارستان مرخص می شم، اول که آمار گرفته که کی آمده و کی نیامده بعد هم می گه 2 تا گزارش نوشتم که وقتی رفتم خانه می دم بچه ها بیارن اداره و …

ببخشید دیوانه است.

امروز هرکسی آمد گفت چی شده چه اتفاقی افتاده که این خانم نیامده (آخه کسی نمی دانه که برای چی نیامده همه فکر می کنن رفته مسافرت)

حساب کردیم این 3 سال اخیر فقط یک روز مرخصی گرفته  🙂

بگذریم هرچی که این 3 روز  آرامشی داشتیم بس عمیق …….

از وقتی این مادر فولاد زره شده معاون کار ما کلاً کمی کم شده (یه چیزی حدود 2 الی 3 ساله) ولی استرسش سر جاشه، و وقتی که خودش هم نباشه که نور علی نور …

دیگه اینکه امروز مادر خانمی با خاله و آقاجان صحبت کرده گفتند به زودی می آن، وقتی بیان اینجا اتفاقاتی بس پررنگ می افته، خوب یا بد، انشاء الله که هرچی باشه به خیر بگذره، دلمان شور می زنه برای آقاجان و مامان جان، چون این دو تا سنشون زیاده و استرس و عصبانیت براشون خوب نیست (می خوان بیان و حال این دایی کوچیکه را بگیرن، یه کمی پایش را از گلیمش بیشتر دراز کرده)

روزها اگر از توی این کوچه پس کوچه ها و ورود ممنوعها نیام فکر کنم بالای دو ساعت توی راهم، ولی وقتی می رسم خانه توی سرم صدای بوق، آدم موتور پلیس بچه زن مرد دوچرخه ای و … بعد هم که توی یه کوچه خلوت دارم می آم یهو یه بچه از بین دو تا ماشین می پره بیرون (وووووووووووووووووااااااااااااااااااااااااااااای ی ی ی ی ی ) یه تاکسی جلوم افتاده که راه به راه مسافر پیاده می کنه و سوار می کنه (:) یه کمی جلوتر یه دختره شلی تقی زد به یه پژویی (وای حالا تا می آد راه بیافته یک ساعت هم طول می کشه) یه کمی جلوتر یه وانتی از توی کوچه رد نمی شه 😦

من که خیلی خسته ام، شماها هم خسته نباشید، امشب امتحان آخر ترم بود. خلاص، یه هفته خستگی در می کنیم.

25462413

Advertisements

2 Responses to “هنوز خبر خاصی نشده …”

  1. diplomat52 Says:

    سلام ببخشید من خیلی عقبم از همه کارهام
    مخصوصا از سر زدن به بلاگهای دوستان
    امشب میخواستم به بلاگ شما و یکی دیگه از دوستان سر بزنم
    که دیدم ماشاالله واقعا من عقبا وشما هم تر وفرز!!!
    چقدر مطلب اپ کردی!!!
    وقت امشب من به بلاگ شما گذشت
    اون دوستمون باید منتظر بمونه
    دستت درد نکنه مطالب متنوع وجالبی بود
    بازم حتما وحتما میام و سر میزنم ولذت میبرم از نوشته هات
    موفق باشی

    • MerCeDeh Says:

      سلام
      اختیار دارین
      شما هر موقع دوست داشتید و دلتون خواست می تونید تشریف بیارین.
      خیلی اهل حرف زدن نیستم.
      معتقدم گاهی باید خلاصه و مفید کاری را انجام داد برای همین عکس و نقاشی و هنر دیداری را از همه چیز بیشتر دوست دارم.
      و نوشته های کسانی که خوب می نویسن رو هم دوست دارم.
      خوش آمدید.
      سلامت و موفق باشید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s