ایمان ؟!

اکتبر 29, 2009

دعای واقعی

روزی روزگاری اهالی یک دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند، در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یک دختر بچه  با خودش چتر آورده بود.

12349505516

Advertisements

3 Responses to “ایمان ؟!”


  1. سلام. مثل همیشه فوق العاده بود. حکایت های آموزنده ای نقل می کنید. موفق باشید.

  2. MiLaD Says:

    میدونی مرسده وبلاگت مثل فرینج میمونه پست هاش تک تک قشنگه و میشه بدون اینکه از اول همه اشون رو بخونی دنبالشون کرد اما یه سری پست هایی که خودت مینویسی مثل اون قسمت هایی از سریال فرینج میمونه که به خط اصلی داستان میپردازه و خیلی بهتره! تو فرینج به ازای هر سه قسمت اینطوریه، بلاگ تو هم تقریباً همینطوریه امیدوارم از اون قسمت ها بیشتر داشته باشه 😉

    • MerCeDeh Says:

      تو لطف داری، همیشه همه چیز خیلی جدی و بر طبق خط اصلی زندگی هم نیست زنگ تفریح هم باید باشه. گاهی سکوت بهتره 😉

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s