یه دوربین فیلمبرداری Online …

نوامبر 21, 2009

وقتی به امروزم فکر می کنم مثل گردابی می مونه که همه چیز دور هم می چرخه و می گرده و به عمق فرو می ره
وقایع امروزم صحنه به صحنه، صداها محو و سریع هستن، رنگها در هم پیچیده … به همه این ها سرمای امروز رو هم اضافه کنید.
راننده تاکسی که آنقدر شیک بود که هراز چند گاهی بر می گشتم نگاهش می کردم و باورم نمی شد که واقعاً راننده باشه
سوپورهایی که صبح دیدم کنار خیابان و مغازه رادو نشسته بودن و داشتن با موبایلشون بازی می کردن
آقایی که داشت با عجله شیشه ای ماده مورد آزمایشش رو با پنهان کاری که کاملاً مشخص بود تویش چیه می برد توی آزمایشگاه (بازگشت به همان مطلب کنترل مکان و زمان در حجم محدود)
اخم های همکاری از دست مادر فولادزره …. 🙂
صحبت های من و دوستم (داشت ماجرای دخترعمه اش رو می گفت که تمام خانواده رو گذاشته کنار و رفته عاشق یه پسره بیکار و بیعار شده و دیوانگی رو به جایی رسونده که رفته دادخواست ازدواج به دادگاه داده و … )
مشکل اینترانت بانک
و باز هم مشکل ویندوز کامپیوتر اداره که قراره فردا دوباره ببرنش بخش اورژانس و عمل قلب باز رویش انجام بدن، خدا به داد برسه تا دو روز باید برنامه رویش نصب کنم 😦
و و و …

بعضی روزها هست که لحظه به لحظه اش رو فراموش نمی کنم، حتی حرف ها رو و بعضی روزها رو که از روی فایل خاطراتم می خونم، اصلا فکر نمی کنم که این برای من بوده و واقعاً این اتفاقات رخ داده و من این کارها رو انجام دادم؟
گاهی برام جالبه و گاهی هم از خودم متنفر می شم.
کاش دنیا اینجوری نبود.

خیلی دلم می خواست وقایع نگاری روزانه ام یه جورایی مثل یه فیلم ضبط می شد. سکانس به سکانس و صحنه به صحنه، نورپردازی هم خیلی مهمه، من رنگها رو خیلی دوست دارم.
با بیان دقیق احساس ها و نظریه ها در همان لحظه

چی می شد یه دوربین داشتیم که لحظه به لحظه مون رو ضبط می کرد، هرچی رو که می دیدیم، می شنویم و می گفتیم.
می خوام سعی کنم با دوربین چشمم، میکروفن زبانم و باندهای گوشم همه رو با دقت بیشتری ضبط کنم.

Advertisements

3 Responses to “یه دوربین فیلمبرداری Online …”

  1. آیدین Says:

    سلام مرسده. خوبی؟ هر وقت میام تو وبلاگت، انگار که رفته باشم یه کشور خارجی! باور کن شوخی نمی کنم. خیلی لوکس و با کلاسه فضای وبلاگت.
    راجع به نوشته ات بر خلاف اکثر متن هایی که می بینم ، راحت بهش نگاه می کنم و دنبال شگردهای نویسندگی در نوشته هات نیستم. سادگی شو دوست دارم چون بهم کاملا» ملموس می رسه و حسش می کنم. یه جورایی نوشته ات برام مثل همون آرزوهاییه که برای خودت داری.(دوربین چشمم، میکروفن زبانم و باندهای گوشم)

  2. Sahel Says:

    کاش این دوربین ها احساسات اون لحظه ها رو ، افکار پریشون و بی سر و ته رو هم ضبط میکرد .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s