آرامش …

نوامبر 29, 2009

صداي گوشنواز پرنده ها
صدايي که آرامش طبيعت رو داره
وقتي صداشون بالا مي ره 🙂
و وقتي که آروم آروم کنار گوش همديگه مي خونن

گاهي مي خوام زمان زود بگذره
و گاهي زمان بايسته

وقتي سرم رو روي بالش گذاشتم، در آن سکوت محض شب، از ديوار صداي چيک چيک باروني که از ناودون پايين مي آمد، به نظرم يکي از بهترين لحظات بود.
فقط مي خواستم همينجور ادامه داشته باشه و خوابم نبره

ولي صبح با شنيدن صداي چيک چيک توي ذهنم از خواب بيدار شدم.

در هر چيزي دنبال آرامش مي گردم.

هست.

همه جا ولي گذراست،

توي دلم مي خواست يک بار هم که شده برم عربستان، حج

آرامش آنجا رو هم لمس کنم، مادرخانمي مي گه اگر تمام دنيا رو هم بگردي، آرامش آنجا چيز ديگه ايه و همه بايد براي يک بار هم که شده این سفر رو برن

زماني که صحن مسجد الحرام خلوت باشه و تو جلوي خانه کعبه بشيني، فقط بايد نگاه کني …

پارسال مادرخانمی با خاله خانم و شوهرش که از آمریکا آمده بودن رفتن مکه، سفرشون خیلی جالب بود اصلا قرار نبود برن ولی یه دفعه ای درست شد.

این یکی از آن عکسهاس که شوهرخاله گرفته و من خیلی دوستش دارم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s