Swan

ژانویه 17, 2010

عشق و محبت مادری بین تمام آفریده ها هست.

همیشه دنیای حیوانات رو دوست داشتم. بخصوص پرنده ها

دلم می خواست مثلا در عرض یک هفته جای یه پرنده بودم … آزادی و نگاه کردن به این دنیا از چشم اونا رو تجربه کنم. 

شماها چطور اگر بهتون فرصت یک هفته ای می دادن دوست داشتید چه چیزی غیر از انسان بودن رو تجربه کنید؟

Advertisements

3 Responses to “Swan”

  1. .:HoDa:. Says:

    من دوست داشتم یه دلفین بودم! آزاد آزاد، تو دل بزرگ و آبی اقیانوس…..

  2. MiLaD Says:

    من دوست داشتم یه کوآلا بودم، بعد که صبح از خواب بیدار میشدم، دو ساعت با خودم کلنجار میرفتم که برم اونور درخت یا نه، بعد به هزار زور خودم رو قانع میکردم که برم بعد وسط راه خسته میشدم باز همونجا میگرفتم میخوابیدم!!!:))
    بعد یه روزم دوست داشتم ببر یا پلنگ بودم اون شیره رو هم که اون بالای درخت خواب بودم دوست داشتم، همینا دیگه!

  3. Mahda Says:

    دوست داشتم یه روز عقاب باشم، از بالا همه چیز رو ببینم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s