Cheese گوسفند !؟! :)

فوریه 7, 2010

وای چقدر خودم از این عکس بالا خوشم می آد
هر دفعه نگاش می کنم انگار دارم واقعا شنا می کنم؛ بهم انرژی می ده
خیلی خوبه
بگذریم

اوضاع خوبه و به نظرم روز به روز هم داره روحیه ام بهتر می شه
البته بچه ها توی اداره اینو می گن
که از روز تولد دوباره ام روحیه ام بهتره 🙂
خب خدا رو شکر
ملالی نیست جز
کمی وقت
خستگی
امتحان این ترم رو هم دیروز اولین نفری بودم که بلند شدم و برگه ام رو دادم که همون موقع نمره رو داد و با گرفتن نمره 100 یه کمی خستگیم کم شد.

دوری از هاوس
آهان سیزن 6 لاست رو هم گرفتم که ببینیم ؛ کلا همگی دست جمعی
ولی امروز که من زود اومدم و با خیال راحت پای کامپیوترم هنوز کسی نیومده، فکر کنم باز می افته برای ایام مبارک دهه تعطیلی

تو اداره یه شاگرد خنگول ولی علاقمند به کامپیوتر آوردن که باید کلی چیز میز یادش بدم
ظاهرا آوردنش کار یاد بگیره که به من کمک کنه؛ از هیچی بهتره

این چند ماه اخیر داشتم کارهای یکی دیگه از همکارها رو هم انجام می دادم در واقع به نوعی بیگاری
این همکار ما که نیست و استعلاجیه از هم ولایتیهای مادر فولادزره است و هیچی دیگه هر کاری ما می کنیم یه جورایی وظیفه مونه و انگار نه انگار که باید لااقل نصف حقوق اون رو به من بدم، می گن وظیفته 🙂

خب عیب نداره … همینه دیگه؛ همیشه که به آدم خوش نمی گذره
همکارم می خنده می گه تو فرزی ده تای این کارها هم بهت بدن سریع تموم میشه پس اگر هم بیشتر بشه حلالیتش بیشتره 😀

دیگه آهان داشتم از اون همکار کمر دردیم می گفتم
خودش رو به شخصه من دوست داشتم و دارم و خدا انشاء ا… بهش سلامتی بده
اولین همکاریه که من داشتم و کلی خاطرات خوب باهاش دارم
ولی
پارسال زمستون کمرش رو عمل کرد و یه چند ماهی هم استعلاجی بود؛
((بنده باز هم به جای ایشون بودم و شب عید که داشتن پاداش می دادن به بنده 300 تومن پاداش دادن و به ایشون هم که توی خونه مراحل سخت استعلاجی رو می گذروندن 250 تومن پاداش؛ جالب بود؛ به جان خودم سر یه سری مسائل صحبت شد که خودش فیش حقوقیش رو نشونمون داد؛ من قبول دارم که به هرحال اون هم شرایط خاصی رو طی می کرد ولی بی عدالتی بود به هرحال این موضوع کار جدید و تازه ای نیست و دائم و دائم و دائم داره تکرار می شه؛ کسی هم جرأت نداره حرفی بزنه و … همینه که هست))
بعد از 2 الی 3 ماه هم که اومد تقریبا بد نبود تا اینکه تقریبا دو ماه پیش باز بی احتیاطی کرد و یه کیسه دو کیلویی پرتقال بلند کرد و … تمام
همان شد که رفت و خوابید و …
حالا دکترها گفتند دکتر اولیه که عملش کرده بهش نگفته که چند تای دیگه از مهره هاش هم مشکل داشته و حالا اونا هم دارن اذیتش می کنن ضمن اینکه یه عمل دیگه باید از داخل شکمش روی ستون فقراتش انجام بدن.
خب این شرایط خیلی سختیه که واقعا خدا کمکش کنه

دیگه هم خبر خاصی نیست
معلم زبانمون خوبه و فوق العاده پرانرژیه که من دوستش دارم ولی شاید دیگه نیاد یعنی شاید بره برای مراحل استراحت در خانه برای زایمان 🙂
کلی شیطونه
یکی از بچه ها رفت مسافرت و بهش گفته این موضوع رو به کسی نگو هنوز یک ساعت از رفتنش نگذشته بود گفت بچه ها فلانی رفته مالزی به کسی نگیدها، ضمن اینکه خودم فکر می کنم مالزی هم نرفته شاید افغانستانی، پاکستانی جاییه 🙂
دیروز تو بحث آزاد داشت راجع به مواد غذایی صحبت می کرد سوتی داد که همه کلی بهش خندیدن؛ خودش هم اشکهاش دراومده بود.
گفت من از Cheese گوسفند خوشم نمی آد.
حالا بچه ها هم ول کن نبودن اون یکی میگفت شما چه نوع Cheese دوست داری ؟ 🙂

اون هفته ای پنجشنبه ای یه جشن کوچولو تو یه رستوران گرفتم با دوستام به مناسبت آزادی و پیروزی خون بر علیه شمشیر
خوش گذشت
کلی عکس و خنده و کیک خورون
خب شوخی و خنده و تفریح کافیه

دیگه دیگه همین دیگه
کلاس ایروبیک هم فعلا دوباره تعطیل شد
مادرفولاد زره پیغام داده که به من و چند تا از همکارها بگن سه شنبه ها بعد از ساعت اداری در مورد سیستمهای در حال تولید؛ سیستمهای برون سازمانی؛ پیگیری سازمان الکترونیک و کوفت … (ببخشید) جلسه داشته باشیم.
اینهمه پیام و پیغام دادیم که بعد از اینهمه وقت دوری از ورزش؛ ما روزهای یکشنبه و سه شنبه ساعت 5 تا 6 بعدازظهر می آیم باشگاه
اینهمه خودمو کشتم رفتم کفش خریدم
کاپشن و شلوار و تی شرت
اینهمه متلک از این پسرها (برادرها) شنیدم که تو ورزش کن نیستی ما حاضریم شرط ببندیم و … منم گفتم حالا ببینید من کلاس می رم یا نه
آخرش هم اینجوری

البته دارم فکر می کنم (که می دونم فکرم عملی نیست) برای اینکه شرط رو نبازم صبح ساعت 7 تا 8 برم باشگاه
که عمرا اینجوری بشه صبحها به زور ساعت 7 و ربع بلند می شم شب هم که غش ش ش ش ش

همینه دیگه اگر تو هر سازمانی یه مادر فولادزره باشه کافیه دیگه

شنیدم مادر فولادزره جدیداً به اون یکی مدیریت هم کمی گیر داده و گفته تک تک کارشناساشون عملکردشون رو بفرستن ببینم اینهمه مرخصی اداری رفتن چقدر بازدهی داشته 😀
هر ماه از ورود و خروجهای کل مدیریت ما (بدبختی دیگه مدیر ما نیست ولی عین شیر بالا سرمونه) رو چک می کنه؛ وقتی هم یکی نیست می دونه برای چی نیست 😀

به هرحال حقشونه وقتی پوستشون رو کند حالیشون می شه 🙂
چقدر حرف زدم 🙂
Ok
سلامت؛ شاد و موفق باشین.

Advertisements

2 Responses to “Cheese گوسفند !؟! :)”

  1. کامران Says:

    شما تویه زمستون عکسای شناگرا رو میزارین آدم سردش میشه به خدا !

  2. کامران Says:

    ولی خودمونیم واقعا دختر خوش تیپی هستی .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s