شله زرد زودتر از موعد

فوریه 12, 2010

راستش این آلرژی خیلی بدچیزیه؛
صبحها که بلند می شم پکرم و چشمهام پف داره و باید کلی با آب خنک و تی بک چای ؛ بعدش هم پن کیک و … درستشون کنم.
وقتی شبها قرص می خورم صبحها مثل جنازه بلند می شم الان حدود یک ماهی می شه که صبحها از 8 و ربع به بعد می رسم اداره 😀 – باید دائم حواسم باشه که مرخصی ساعتیهای صبح و بعدازظهرم زیاد نشه و …
بچه ها می خندن می گن ساعت کاری عوض شده؛ نه؟

ولی همه اش احساس خستگی دارم و می خوام دراز بکشم و با cowon s9 جدید معین فیلم ببینم و هیچ کسی هم کاری به کارم نداشته باشه ولی از محالاته.

کلی فکر کرده بودم که توی این تعطیلات کذایی (نه؛ تعطیلات به موقع و خیلی خوب) چقدر کار انجام بدم.
* کتاب های کنکور – البته خیلی بهشون امید ندارم و برای امسال که اصلا برنامه ریزی ندارم فقط محض اجبار خالی نبودن عریضه دفترچه اش رو گرفتم)
* کتاب زبان (گفته بودم یه نگاهی به درسهای ترم بعد بندازم) راستی چهارشنبه ای هم یه امتحان دیگه پایان ترم رو دادم ولی نخونده بودم … و می دونم که حداقل 6 تا غلط دارم از 100 نمره – ولی مهم نیست مهم، ترم بعدیه که توی سایت هم نمره ها رو می آرن مهمتره، ولی همه چیز 50-50 ست؛ معلم عزیز در دوران سخت حاملگی به سر می بره (اونم توی شرایط الانی که انواع و اقسام امواج برسر همه مردم به جای برف و بارون می باره و چقدر از آمار سقط جنینی ها شنیدیم؛ کلاس رو هم زود تعطیل کرد و زیاد حالش خوش نبود؛ حالا معلوم نیست واقعا برای ترم بعدی هم می آد یا نه؛ تا چهارشنبه هفته دیگه)

داشتم می گفتم :
* تردمیل
* دیدن لاست
* مرتب کردن اساسی اطاق؛ خودم می دونم که داغونه
* تمیز و مرتب کردن ماشین که … 🙂 (روز یکشنبه اون هفته ای با 4 تا از همکارها و دوستا رفتیم عیادت یکی از بچه های اداره که عمل پا انجام داده بود؛ با ماشین من رفتیم؛ دوستم کنار من نشست و این 3 تا آقایون هم نشسته بودن عقب (قابل توجه که همه شون زن و بچه دارن) ولی کلی خندیدیم؛ اینها به من تیکه می نداختن که باید بفرستیمت کلاس نظافت ماشین 😀 ؛ خب دیگه عصری می رم تمیزش می کنم حالا؛ حال و حوصله کارواش ندارم)
* یه سر به دبن هامز زدن (اگر این خریدها نباشه که مُردم) 🙂

دیروز مادرخانمی طبق برنامه ریزی های مدیرانه خودشون تصمیم گرفتن که شله زرد رو زودتر از موعد بپزن و همه گوش به فرمان … به چپ چپ به راست راست
کلاً پروژه سنگینه؛ خود مادرخانمی از همه بیشتر خسته شد؛ ضمن اینکه کارهای اصلی رو باید آقای پدر انجام بده تا بچه ها
تا لحظه آخر باید حواسش به همه چیز باشه و هیچ بنی بشری نباید دست از پا خطا کنه؛
– آوردن دیگ
– تمیز کردن و گذاشتن روی گاز
– آماده کردن برنج
– شکر
– بادوم … 🙂
– هل
– زعفران
– گلاب
– روغن
دعا خوندنهاش (که دیگه کاری به کار کسی نداره و خودش توی آشپزخونه می شینه می خونه 🙂
– کشیدن توی ظرفها
البته کار من هم از همه سخت تر بود؛ پسته ها و بادومها؛ بعدش هم باید به هرحال کلی فکر می کردم که هر کدوم از ظرفها رو به نسبت اندازه و مدلشون و اینکه قراره هرکدوم رو به کی بدیم با دارچین چه طرحی رو روی اونها بکشم. ماشاء ا… امسال هم زیادتر بود فکر کنم 60 – 70 تا ظرف شد.
– شستن دیگ و بعد هم کلاً آشپرخونه 😦
– و پخش آن که خودش هیهاتیه
الان دیگه کل شله زردها رو دادیم و فقط همینها با 5 – 6 تا کاسه بلور مونده
بفرمایید میل کنید

بعد هم توی بردنشون خونه دوستها و خاله خانم و عموی دوقلوی بابا یه کمی کمک کردم.
خان دایی نبود و گفت از طرف وزیر جنگ (مادر زنش) دستور اومده که این چندروزه رو برن شمال و دیروز ساعت 6 بعدازظهر که بهش زنگ زدیم گفت توی جاده ایم و یه مسیر یک ساعته رو چهار ساعت توی راه بودیم. خب اینهم یه مدلشه؛ قراره که تازه تا یکشنبه هم برگردن 🙂
جای همگی خالی خیلی خوشمزه شد.
اونوقت می گن چرا تپل می شی؛ همینه دیگه

دیگه اینکه فقط نشستم یه فیلم دیدم به اسم The Ugly True 🙂
http://www.imdb.com/title/tt1142988/

به عنوان یه فیلم سرگرم کننده برای شروع تعطلات بد نبود. 😉
خب باز هم جای شکرش باقیه که هنوز تعطیلات تموم نشده 🙂
شاید تونستم کارهام رو انجام بدم
هوا بهاریه بهاری شده
چه ابری هم هست. ولی هیچ خبری نیست فقط صبحی دیدم کمی حیاط خیسه و معلوم بود یه نمه بارون اومده.
فعلاً

بعد نوشت: اینکه من یه چیزی رو می نویسم و بعد هزار بار اصلاحش می کنم و تغییرش می دم همه اش تغییر مادر فولادزره است. نشد از اونجا که متنهاش رو با وسواس هزار بار می خوند و هزار بار اصلاح می کرد وسواسش به من هم سرایت کرد.
به هرحال 9 سال با یکی همنشین باشی همینجوری می شه دیگه 🙂

Advertisements

6 Responses to “شله زرد زودتر از موعد”

  1. کامران Says:

    طرح های جالب هم زدی روشون فک کنم کار خودته 😉


  2. به‌به چه شله زردای خوش‌مزه‌ای
    بیا یه معامله٬ من ماشینتو تمیز می‌کنم تو هم عوضش یکی از این شله زردای خوشمزه بده به من

  3. شادافسرده Says:

    قبول باشه…

  4. دررودي Says:

    جمعه ساکت؛ [گل]

    از اینکه سر میزنید ممنونم

    من عاشق شله زردم ولي اين براي كي پخته شده؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s